herumschwebten
شناور بودند (در اطراف)
Bedeutungen
1
به آرامی و بدون جهت مشخص در هوا یا فضا حرکت کردن، اغلب به صورت معلق یا شناور (شکل گذشته فعل herumschweben).
- Die bunten Ballons schwebten am Nachmittag friedlich über dem Festplatz herum.بادکنکهای رنگارنگ بعد از ظهر به آرامی بر فراز محل برگزاری جشن شناور بودند.
- Nach dem Erdbeben schwebten Trümmerteile in der staubigen Luft herum.پس از زلزله، قطعات آوار در هوای غبارآلود معلق بودند.
2
به صورت مجازی یا استعاری، در یک وضعیت نامشخص یا بلاتکلیف باقی ماندن، یا بدون تمرکز بر روی موضوعی خاص، در افکار یا بحثها سرگردان بودن (شکل گذشته فعل herumschweben).
- Die Zukunft des Projekts schwebte nach der Absage des Investors im Ungewissen herum.آینده پروژه پس از انصراف سرمایهگذار در هالهای از عدم قطعیت شناور بود.
- Seine Gedanken schwebten um die verpasste Gelegenheit, ohne sich auf die aktuelle Situation zu konzentrieren.افکار او پیرامون فرصت از دست رفته در گردش بود، بدون اینکه بر وضعیت فعلی تمرکز کند.