herumstehen
بیکار ایستادن، جاگیر بودن
Bedeutungen
1
(ohne Objekt)
بدون هیچ کاری در جایی ایستادن و وقت گذراندن
- Warum stehst du hier nur herum? Hilf doch mit!چرا فقط اینجا بیکار ایستادهای؟ کمک کن!
2
(ohne Objekt)
قرار داشتن وسایل در جایی بهطوری که مزاحم یا جاگیر باشند
- Diese alten Möbel stehen hier nur noch herum.این مبلمان قدیمی فقط اینجا را اشغال کردهاند.