herumstoßen

Aussprache: /hɛˈrʊmˌʃtoːsn̩/
Worttrennung: her·um·sto·ßen
فعل

هل دادن مداوم، جابجا کردن با هل دادن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden/etwas herumstoßen)

کسی یا چیزی را به اطراف هل دادن، به این سو و آن سو هل دادن.

  • Die Menge stieß die Kinder im Gedränge herum.جمعیت بچه‌ها را در ازدحام به این سو و آن سو هل داد.
  • Er stieß die Kiste unachtsam herum.او جعبه را با بی‌احتیاطی به اطراف هل داد.
2 Akkusativ (jemanden herumstoßen)

کسی را آواره کردن، بی‌خانمان کردن، با کسی بدرفتاری کردن و او را از جایی به جای دیگر فرستادن (معمولاً در مورد افراد).

  • Sie wurde von einem Ort zum anderen herumgestoßen.او از جایی به جای دیگر آواره شد.
  • Man hat ihn wie ein Objekt herumgestoßen.با او مانند یک شیء رفتار کردند و او را این‌طرف و آن‌طرف فرستادند.