herumstoßen
هل دادن مداوم، جابجا کردن با هل دادن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden/etwas herumstoßen)
کسی یا چیزی را به اطراف هل دادن، به این سو و آن سو هل دادن.
- Die Menge stieß die Kinder im Gedränge herum.جمعیت بچهها را در ازدحام به این سو و آن سو هل داد.
- Er stieß die Kiste unachtsam herum.او جعبه را با بیاحتیاطی به اطراف هل داد.
2
Akkusativ (jemanden herumstoßen)
کسی را آواره کردن، بیخانمان کردن، با کسی بدرفتاری کردن و او را از جایی به جای دیگر فرستادن (معمولاً در مورد افراد).
- Sie wurde von einem Ort zum anderen herumgestoßen.او از جایی به جای دیگر آواره شد.
- Man hat ihn wie ein Objekt herumgestoßen.با او مانند یک شیء رفتار کردند و او را اینطرف و آنطرف فرستادند.