herumstossen
هل دادن مداوم، جابجا کردن با هل دادن، کنار گذاشتن (از گروه)
Bedeutungen
1
Akkusativ (مفعول مستقیم)
جابجا کردن یا هل دادن اشیاء یا افراد با نیروی زیاد و بدون دقت، اغلب با ایجاد سر و صدا یا اختلال.
- Die Kinder stießen die Möbel im Spielzimmer herum und verursachten ein Chaos.بچهها در اتاق بازی مبلمان را به اطراف هل دادند و باعث آشفتگی شدند.
- Der betrunkene Mann stieß die Gläser auf dem Tresen herum, bis sie zerbrachen.مرد مست لیوانها را روی پیشخوان به اطراف هل داد تا شکستند.