herumstrampeln

Aussprache: /hɛˈʁʊmˌʃtʁampn̩/
Wortzerlegung: her·um·stram·peln
فعل

به این سو و آن سو لگد زدن (بدون هدف)

Beispiele

  • Und da der Schlamm so weich und tief war, fand er mit den Füßen keinen Halt. Und je mehr er ''herumstrampelte'', desto schneller wurde ihm die Luft knapp.و چون گل نرم و عمیق بود، پاهایش جایی برای گرفتن پیدا نمی‌کرد. و هرچه بیشتر به این سو و آن سو لگد می‌زد، نفسش سریع‌تر بند می‌آمد.

Bedeutungen

1 بدون مفعول مستقیم

با پاها به طور بی‌هدف یا با تلاش زیاد حرکت کردن، معمولاً در حالت درازکش یا در آب.

  • Das Baby strampelte vergnügt mit den Beinen herum.نوزاد با خوشحالی با پاهایش دست و پا می‌زد.
  • Er strampelte im Wasser herum, um nicht unterzugehen.او در آب دست و پا می‌زد تا غرق نشود.
2 بدون مفعول مستقیم

تلاش‌های زیاد و بی‌نتیجه‌ای برای حل یک مشکل یا رسیدن به یک هدف انجام دادن.

  • Er strampelte stundenlang an der Aufgabe herum, ohne eine Lösung zu finden.او ساعت‌ها برای حل آن کار تقلا کرد، بدون اینکه راه حلی پیدا کند.
  • Wir strampeln hier nur herum, anstatt eine klare Strategie zu entwickeln.ما اینجا فقط دست و پا می‌زنیم، به جای اینکه یک استراتژی روشن توسعه دهیم.