herumtoben

Aussprache: /hɛˈrʊmˌtoːbn̩/
Wortzerlegung: her·um·to·ben
فعل

از این سو به آن سو دویدن و بازی کردن، شیطنت کردن

Beispiele

  • Auf dem Spielplatz konnten die vier Kinder richtig ''herumtoben''.در زمین بازی، چهار کودک توانستند حسابی بازی کنند و شیطنت کنند.
  • Der betrogene Ehemann ''tobte'' in der Wohnung ''herum'', nachdem ihn seine Frau wegen eines anderen Mannes verlassen hatte.مردی که مورد خیانت قرار گرفته بود، پس از اینکه زنش او را به خاطر مرد دیگری ترک کرد، در خانه از خشم فریاد می‌زد و آشوب به پا می‌کرد.

Bedeutungen

1 بدون مفعول

با انرژی و سر و صدا بازی کردن، شیطنت کردن (معمولاً کودکان یا حیوانات)

  • Die Kinder tobten im Garten herum.بچه‌ها در باغ شیطنت می‌کردند/بازیگوشی می‌کردند.
  • Der Hund tobt im Park herum und jagt Bällen nach.سگ در پارک جست و خیز می‌کند و دنبال توپ‌ها می‌دود.