herumwurschteln
با دست و پا زدن کاری را انجام دادن، سر و کله زدن با چیزی، به سختی و بدون نظم کاری را پیش بردن
Beispiele
- Alleine das Beispiel Radschnellweg zeigt doch, dass eine Trennung nichts bringt‘, sagt Büchler. ‚Wir kommen bei dem Thema deshalb nicht voran, weil der Landkreis und die Stadt selbständig ''herumwurschteln'' und nicht zusammenarbeiten.شهر و شهرستان به طور مستقل با دست و پا زدن کار میکنند و همکاری نمیکنند.
Bedeutungen
1
Akkusativ (با حرف اضافه مناسب یا بدون آن)
تلاش کردن به شکلی نامنظم، بیهدف و اغلب ناکارآمد برای انجام کاری؛ دست و پا زدن در میان مشکلات یا وظایف. این شکل معمولاً کمی عامیانهتر یا غیررسمیتر از 'herumwursteln' است.
- Er wurschtelte seit Stunden an dem komplizierten Mechanismus herum, ohne eine Lösung zu finden.او ساعتها با مکانیسم پیچیده دست و پنجه نرم میکرد، بدون اینکه راهحلی پیدا کند.
- Die Regierung scheint mit der Wirtschaftskrise herumzuwurschteln, anstatt entschlossene Maßnahmen zu ergreifen.به نظر میرسد دولت به جای اتخاذ تدابیر قاطع، با بحران اقتصادی دست و پنجه نرم میکند.