herumzeigen
به این و آن نشان دادن، دور گرداندن و نشان دادن
Bedeutungen
1
etwas (Akkusativ) herumzeigen
چیزی (مانند عکس، شیء، سند) را به افراد مختلف حاضر در یک جمع نشان دادن
- Er zeigte stolz sein neues Auto herum.او با افتخار ماشین جدیدش را به این و آن نشان میداد.
- Sie hat ihre Urlaubsfotos allen Freunden herumgezeigt.او عکسهای تعطیلاتش را به همه دوستانش نشان داد.
2
jemanden (Akkusativ) + in + Dativ herumzeigen
کسی را در مکانی (مانند خانه، شرکت یا شهر) چرخانیدن و قسمتهای مختلف را به او نشان دادن
- Der Gastgeber zeigte uns im ganzen Haus herum.میزبان ما را در کل خانه دور گرداند و بخشهای مختلف را نشان داد.
- Ich werde den neuen Kollegen im Firma herumzeigen.همکار جدید را در شرکت دور خواهم گرداند و همهجا را به او نشان خواهم داد.