herumzerren
به این سو و آن سو کشیدن، با زحمت جابجا کردن
Beispiele
- Vielleicht geht es besser, wenn wir die Plane zusammen ''herumzerren'', so, dass sie an Backbord landet. Von da kriegen wir sie dann eher runtergezogen.شاید بهتر باشد که با هم برزنت را به این سو و آن سو بکشیم، طوری که آنجا در سمت چپ فرود بیاید. از آنجا راحتتر آن را پایین میکشیم.
- Der Welpe ''zerrt'' am Handtuch ''herum'', aber Frauchen lässt nicht los.توله سگ به حوله چنگ میزند و آن را میکشد، اما مادر رهایش نمیکند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی یا کسی را با زور و خشونت از جایی به جای دیگر کشیدن یا جابجا کردن.
- Die Kinder zerrten das Spielzeug im ganzen Zimmer herum.بچهها اسباببازی را در تمام اتاق اینور و آنور میکشیدند.
- Man sollte alte Möbel nicht einfach so herumzerren, sondern vorsichtig transportieren.نباید مبلمان قدیمی را همینطور اینور و آنور کشید، بلکه باید با احتیاط حمل کرد.
2
Akkusativ
مجازاً: کسی را در موقعیتهای ناخوشایند یا بحثهای بیهوده درگیر کردن و او را تحت فشار قرار دادن.
- Sie wurde von den Medien wochenlang herumgezerrt.او هفتهها توسط رسانهها تحت فشار و کشمکش قرار گرفت.
- Ich möchte nicht in diese unnötige Diskussion herumgezerrt werden.من نمیخواهم در این بحث بیهوده درگیر شوم.