herumzuschlingenden

Aussprache: /hɛˈʁʊmˌtsuːˌʃlɪŋəndən/
Worttrennung: her·um·zu·sch·lin·gen·den
Dekliniertes Gerundivum

در حال پیچیدن به دور، در حال حلقه کردن (صفت برای اسم جمع در حالت آکوزاتیو یا داتیو، یا اسم مذکر در حالت آکوزاتیو)

Bedeutungen

1 dekliniertes zu-Infinitiv als Adjektiv von 'herumschlingen'

شکل صرف شده یک ساختار اسمی شده از zu-Infinitiv فعل 'herumschlingen' که به عنوان صفت به کار می‌رود و به معنای 'چیزی که باید پیچیده شود' یا 'قابل پیچیدن' است. این ساختار کمتر رایج است.

  • Die herumzuschlingenden Bänder waren für die Dekoration vorgesehen.روبان‌هایی که باید پیچیده می‌شدند، برای تزئین در نظر گرفته شده بودند.
  • Er zeigte auf die herumzuschlingenden Kabel, die noch befestigt werden mussten.او به کابل‌هایی که باید پیچیده می‌شدند و هنوز باید محکم می‌شدند، اشاره کرد.