herumzuschnüffeln

Aussprache: /hɛˈʁʊmˌtsuːˌʃnʏfl̩n/
Worttrennung: her·um·zu·schnüf·feln
Erweiterter Infinitiv

بو کشیدن، کنجکاوی کردن، سرک کشیدن

Bedeutungen

1 nach + Dativ (چیزی که جستجو می‌شود) یا in + Dativ (مکانی که جستجو می‌شود)

به صورت مخفیانه یا با کنجکاوی زیاد در مورد چیزی تحقیق کردن، اطلاعات جمع‌آوری کردن، یا به دنبال چیزی گشتن، اغلب با نیت کشف اسرار یا اطلاعات خصوصی؛ این کاربرد می‌تواند به معنای جاسوسی یا سرک کشیدن نیز باشد. (شکل مصدر با zu)

  • Es ist unethisch, in den Angelegenheiten anderer Leute herumzuschnüffeln, ohne deren Erlaubnis.سرک کشیدن در امور دیگران بدون اجازه آنها غیراخلاقی است.
  • Der Autor hatte die Absicht, in den historischen Dokumenten herumzuschnüffeln, um eine authentische Darstellung zu gewährleisten.نویسنده قصد داشت در اسناد تاریخی کنجکاوی کند تا اطمینان از ارائه تصویری اصیل حاصل شود.