herumzustöbern

Aussprache: /hɛˈrʊmˌtsuːˌʃtøːbɐn/
Worttrennung: her·um·zu·stö·bern
Erweiterter Infinitiv

به جستجو کردن، به گشتن، به وارسی کردن (مصدر با zu)

Bedeutungen

1

با دقت و کنجکاوی در مکانی جستجو کردن، به ویژه برای یافتن چیزهای جالب یا قدیمی.

  • Sie stöberte stundenlang in den staubigen Regalen des Antiquariats nach seltenen Büchern.او ساعت‌ها در قفسه‌های غبارگرفته عتیقه‌فروشی به دنبال کتاب‌های کمیاب می‌گشت.
  • Auf dem Flohmarkt stöberte er zwischen alten Möbeln und Kuriositäten.در بازار دست‌فروشان، او بین مبلمان قدیمی و اشیاء عتیقه جستجو می‌کرد.
2

به طور غیررسمی و بدون هدف مشخص در اینترنت یا پایگاه‌های داده به دنبال اطلاعات گشتن.

  • Er stöberte durch alte Online-Archive, um Informationen für seine Forschungsarbeit zu finden.او در بایگانی‌های آنلاین قدیمی به دنبال اطلاعاتی برای کار پژوهشی خود می‌گشت.
  • Die Journalistin stöberte in sozialen Medien nach relevanten Beiträgen für ihren Artikel.روزنامه‌نگار در شبکه‌های اجتماعی به دنبال پست‌های مرتبط برای مقاله‌اش می‌گشت.