herumzutänzeln

Aussprache: /hɛˈrʊmtsuːˌtɛntsl̩n/
Worttrennung: her·um·zutän·zeln
Erweiterter Infinitiv

ناز و کرشمه کردن، با ناز و ادا راه رفتن

Bedeutungen

1

شکل مصدر با 'zu' (Infinitiv mit zu) از فعل 'herumtänzeln' به معنای حرکت کردن به صورت سبک، ظریف و با ناز و ادا، اغلب در اطراف یک شخص یا شیء، با نشان دادن نوعی بی‌قراری یا هیجان کنترل‌شده.

  • Es war ihm unangenehm, die ganze Zeit um sie herumzutänzeln, ohne zu wissen, was er sagen sollte.ناخوشایند بود که تمام مدت دور او با ناز و ادا بچرخد، بدون اینکه بداند چه بگوید.
  • Die Fee begann, um den schlafenden Prinzen herumzutänzeln, ihre Magie wirkte.پری شروع به ناز و کرشمه کردن دور شاهزاده خفته کرد، جادوی او اثرگذار بود.