herunterblicken
به پایین نگاه کردن، مشرف بودن
Beispiele
- Ich zog mit meiner Familie von einer Dachstube in die nächste, von denen man jedoch nicht auf die Seine, sondern auf einige der weniger appetitlichen Straßen von Bangor ''herunterblickte'', diejenigen, in denen die Streifenwagen der Polizei immer Samstag nachts um zwei aufzutauchen scheinenمن با خانوادهام از یک اتاق زیر شیروانی به اتاق دیگری نقل مکان کردم، که از آنها نه به رود سن، بلکه به برخی از خیابانهای کمتر اشتهاآور بانگور مشرف بودیم، خیابانهایی که به نظر میرسد ماشینهای پلیس همیشه شنبه شبها ساعت دو در آنها ظاهر میشوند.
Bedeutungen
1
(auf + Akkusativ)
از بالا به پایین نگاه کردن
- Er blickte vom Balkon auf die belebte Straße herunter.او از بالکن به خیابان شلوغ پایین نگاه کرد.
- Die Katze blickte neugierig vom Baum auf den Hund herunter.گربه با کنجکاوی از روی درخت به سگ پایین نگاه کرد.
2
auf + Akkusativ
(مجازی) با تحقیر یا تکبر به کسی نگاه کردن، کسی را پایینتر از خود دانستن
- Man sollte niemals auf andere Menschen herunterblicken, egal welchen Status sie haben.هرگز نباید به دیگران با تحقیر نگاه کرد، فارغ از اینکه چه جایگاهی دارند.
- Sie hatte das Gefühl, dass ihre Kollegen auf sie herunterblickten.او احساس میکرد که همکارانش با تحقیر به او نگاه میکنند.