herunterfahren
پایین آمدن (با وسیله نقلیه)، خاموش کردن (سیستم)
Beispiele
- Jedes Jahr im August findet der Woodward Dream Cruise statt, eine Veranstaltung, bei der „Muscle Cars“ ein Wochenende die Woodward Avenue herauf- und ''herunterfahren''.هر سال در ماه اوت، مسابقه رویایی وودوارد برگزار میشود، رویدادی که در آن «ماشینهای عضلانی» یک آخر هفته در امتداد خیابان وودوارد بالا و پایین میروند.
Bedeutungen
1
Akkusativ (Objekt)
پایین راندن، به پایین حرکت کردن (با وسیله نقلیه)
- Er musste das Auto den Berg herunterfahren.او مجبور بود ماشین را از کوه پایین براند.
- Wir sind die Straße bis zum See heruntergefahren.ما تا دریاچه را در امتداد جاده پایین رفتیم.
2
Akkusativ (Objekt)
خاموش کردن (کامپیوتر، سیستم)، از کار انداختن
- Vergiss nicht, den Computer herunterzufahren.فراموش نکن کامپیوتر را خاموش کنی.
- Das System muss für Wartungsarbeiten heruntergefahren werden.سیستم باید برای کارهای نگهداری خاموش شود.
3
Akkusativ (Objekt)
کاهش دادن، کم کردن، به حداقل رساندن (تولید، فعالیت)
- Die Produktion muss heruntergefahren werden.تولید باید کاهش یابد.
- Das Unternehmen plant, die Kosten herunterzufahren.شرکت قصد دارد هزینهها را کاهش دهد.