herunterhelfen
کمک کردن برای پایین آمدن
Bedeutungen
1
Dativ + von + Dativ
به کسی کمک کردن تا از یک ارتفاع (مثل درخت، نردبان، تراکتور یا اسب) به پایین بیاید
- Der Feuerwehrmann half dem Kind vom Dach herunter.آتشنشان به کودک کمک کرد تا از پشتبوم پایین بیاید.
- Kannst du mir bitte von diesem hohen Stuhl herunterhelfen?میتوانی لطفاً به من کمک کنی از این صندلی بلند پایین بیایم؟