herunterrasseln
به سرعت گفتن، از بر خواندن؛ پایین آمدن (با صدا)
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas herunterrasseln)
چیزی را (مانند شعر، لیست یا درس) به سرعت و بدون مکث از حفظ گفتن یا تکرار کردن.
- Er rasselte die Zahlenfolge schnell herunter.او دنباله اعداد را به سرعت از حفظ خواند.
- Die Lehrerin bat den Schüler, die Jahreszahlen herunterzurasasseln.معلم از دانشآموز خواست تا سالهای میلادی را پشت سر هم بگوید.
2
intransitiv (بدون مفعول)
با صدای تقتق یا خشخش از جایی پایین آمدن یا افتادن.
- Die alten Bücher sind vom Regal heruntergerasselt.کتابهای قدیمی از قفسه با صدا افتادند.
- Der Hagel prasselte auf das Dach herunter.تگرگ با صدای تقتق روی سقف بارید.