heruntergewirtschaftet
ورشکسته، نابود شده (با سوء مدیریت)، فرسوده، رو به زوال
Bedeutungen
1
چیزی (مانند یک کسب و کار، ملک یا منطقه) که به دلیل سوء مدیریت، بیتوجهی یا استفاده نادرست، وضعیت بدی پیدا کرده و ارزش یا کارایی خود را از دست داده است.
- Das alte Fabrikgebäude war völlig heruntergewirtschaftet.ساختمان قدیمی کارخانه کاملاً رو به زوال بود.
- Nach Jahren der Vernachlässigung war das Landgut heruntergewirtschaftet.پس از سالها بیتوجهی، ملک روستایی نابود شده بود.
- Der Ruf des Unternehmens war durch die schlechte Führung heruntergewirtschaftet.شهرت شرکت به دلیل مدیریت ضعیف نابود شده بود.