heruntergewirtschaftet

Aussprache: /hɛˈrʊntɐɡəˌvɪʁtʃaftət/
Worttrennung: her·un·ter·ge·wirt·schaf·tet
صفت

ورشکسته، نابود شده (با سوء مدیریت)، فرسوده، رو به زوال

Bedeutungen

1

چیزی (مانند یک کسب و کار، ملک یا منطقه) که به دلیل سوء مدیریت، بی‌توجهی یا استفاده نادرست، وضعیت بدی پیدا کرده و ارزش یا کارایی خود را از دست داده است.

  • Das alte Fabrikgebäude war völlig heruntergewirtschaftet.ساختمان قدیمی کارخانه کاملاً رو به زوال بود.
  • Nach Jahren der Vernachlässigung war das Landgut heruntergewirtschaftet.پس از سال‌ها بی‌توجهی، ملک روستایی نابود شده بود.
  • Der Ruf des Unternehmens war durch die schlechte Führung heruntergewirtschaftet.شهرت شرکت به دلیل مدیریت ضعیف نابود شده بود.