herunterklettern
پایین آمدن (با بالا رفتن)، پایین خزیدن
Beispiele
- Mit etwas Vorsicht konnte ein Mann wohl unbeschadet daran ''herunterklettern''.مرد با کمی احتیاط میتوانست بیضرر از آن پایین بیاید.
Bedeutungen
1
von + Dativ
با استفاده از دست و پا از ارتفاعی به سمت پایین حرکت کردن، اغلب به سمت یک نقطه مرجع یا گوینده.
- Sie kletterte vom Dach herunter, um die Katze zu retten.او از پشت بام پایین آمد تا گربه را نجات دهد.
- Kannst du bitte von der Mauer herunterklettern?میتوانی لطفاً از روی دیوار پایین بیایی؟