herunterrasseln
به سرعت و با صدای بلند گفتن، از بر خواندن
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را (مانند شعر، لیست یا درس) به سرعت و بدون مکث از حفظ گفتن یا تکرار کردن.
- Er konnte das ganze Gedicht fehlerfrei herunterrasseln.او میتوانست تمام شعر را بدون اشتباه از حفظ بگوید.
- Die Kinder rasseln die Multiplikationstabellen herunter.بچهها جدول ضرب را به سرعت تکرار میکنند.
2
intransitiv
با صدای تقتق یا خشخش از جایی پایین آمدن یا افتادن.
- Die Steine rasseln den Hang herunter.سنگها با صدای تقتق از شیب پایین میآیند.
- Ein paar Münzen sind aus seiner Tasche heruntergerasselt.چند سکه از جیبش به پایین افتاد.