herunterschmeissen
از بالا انداختن، پرت کردن به پایین
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را از ارتفاع به پایین انداختن، اغلب با خشونت یا بیدقتی.
- Er schmiss den alten Müll einfach vom Balkon herunter.او زبالههای قدیمی را به سادگی از بالکن به پایین انداخت.
- Die Kinder schmissen die Spielsachen vom Tisch herunter.بچهها اسباببازیها را از روی میز به پایین انداختند.
2
Akkusativ
کسی را از موقعیت شغلی یا مقامی اخراج کردن، برکنار کردن.
- Der Manager wurde wegen Inkompetenz von der Vorstandsvorsitzenden heruntergeschmissen.مدیر به دلیل بیکفایتی توسط مدیر عامل هیئت مدیره اخراج شد.
- Nach dem Skandal wurde der Politiker aus seiner Partei herausgeschmissen.پس از رسوایی، آن سیاستمدار از حزبش اخراج شد.
3
Akkusativ
انجام کاری را به طور ناگهانی و بدون دلیل موجه متوقف کردن، رها کردن.
- Er schmiss sein Studium nach dem ersten Semester herunter.او تحصیلات خود را پس از ترم اول رها کرد.
- Sie schmiss den Job hin, weil sie mit den Bedingungen nicht einverstanden war.او شغل را رها کرد زیرا با شرایط موافق نبود.