herunterzuschmeißen
انداختن (از بالا به پایین)، سرنگون کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
انداختن چیزی از ارتفاع به سمت پایین، اغلب با خشونت یا بیدقتی.
- Er warf die alten Bücher vom Balkon herunter, um Platz zu schaffen.او کتابهای قدیمی را از بالکن به پایین انداخت تا جا باز کند.
- Die Kinder schmissen ihre Spielsachen vom Tisch herunter, weil sie keine Lust mehr hatten.بچهها اسباببازیهایشان را از روی میز به پایین انداختند چون دیگر حوصله نداشتند.
2
Akkusativ
برکنار کردن یا اخراج کردن کسی از مقام یا موقعیت خود، اغلب به صورت ناگهانی و بدون تشریفات.
- Der Aufsichtsrat schmiss den Vorstandsvorsitzenden wegen Unstimmigkeiten im Management unerwartet herunter.هیئت نظارت به دلیل اختلافات مدیریتی، مدیر عامل را به طور غیرمنتظرهای برکنار کرد.
- Nachdem er die internen Regeln wiederholt gebrochen hatte, wurde er vom Projektteam heruntergeschmissen.پس از اینکه او مکرراً قوانین داخلی را نقض کرد، از تیم پروژه اخراج شد.