hervorgehen
استنباط شدن، برآمدن/پیروز بیرون آمدن، پدید آمدن
Bedeutungen
1
aus + Dativ
استنباط شدن، مشخص شدن و آشکار گشتن از یک متن، اسناد یا شواهد
- Aus den Dokumenten geht eindeutig hervor, dass er unschuldig ist.از اسناد به وضوح برمیآید (استنباط میشود) که او بیگناه است.
- Daraus geht hervor, wie wichtig dieses Thema ist.از این امر مشخص میشود که این موضوع چقدر مهم است.
2
aus + Dativ (als ... hervorgehen)
پیروز یا موفق بیرون آمدن از یک رقابت، بحران یا نبرد
- Die Mannschaft ist als Sieger aus dem Turnier hervorgegangen.این تیم به عنوان برنده از مسابقات بیرون آمد.
- Das Land ging gestärkt aus der Krise hervor.کشور قویتر از بحران بیرون آمد.
3
aus + Dativ
نشأت گرفتن، پدید آمدن یا ریشه داشتن از یک جنبش، منشأ یا خاستگاه
- Aus dieser Bewegung ist eine neue Partei hervorgegangen.از این جنبش یک حزب جدید پدید آمد.
- Er ist aus einer angesehenen Familie hervorgegangen.او از یک خانواده سرشناس برآمده است.