hervorheben
برجسته کردن، تأکید کردن، نمایان ساختن
Beispiele
- Er ''hebt'' gerne seine gute Bildung ''hervor.او دوست دارد تحصیلات خوبش را برجسته کند.
- Bei diesem Bild möchte ich vor allem die ungewohnte Pinselführung ''hervorheben.در این نقاشی، من میخواهم به خصوص به شیوه غیرمعمول قلمزنی تأکید کنم.
- Der Kurzhaarschnitt ''hob'' ihren schlanken Hals ''hervor.مدل موی کوتاه، گردن باریک او را نمایان میساخت.
- In der Anzeige sollte der Produktname noch besser ''hervorgehoben sein.در آگهی باید نام محصول بهتر برجسته شود.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را برجسته کردن یا بر آن تأکید کردن تا توجه بیشتری جلب کند.
- Er hob die Bedeutung der Zusammenarbeit hervor.او بر اهمیت همکاری تأکید کرد.
- Man sollte die wichtigsten Punkte hervorheben.باید نکات اصلی را برجسته کرد.
2
Akkusativ
کسی یا چیزی را از دیگران متمایز کردن.
- Ihre Leistungen heben sie von den anderen ab.عملکرد او او را از دیگران متمایز میکند.
- Dieses Merkmal hebt das Produkt hervor.این ویژگی محصول را متمایز میکند.