hervorspringen
بیرون پریدن، برجسته شدن
Bedeutungen
1
aus + Dativ
با جهش یا پرش از جایی بیرون آمدن
- Der Hase sprang plötzlich aus dem Gebüsch hervor.خرگوش ناگهان از بوته بیرون پرید.
- Ein Ball sprang aus dem Korb hervor.توپی از سبد بیرون پرید.
2
ohne Präposition
به صورت برجسته و چشمگیر ظاهر شدن، جلب توجه کردن
- Die roten Zahlen springen sofort ins Auge.اعداد قرمز بلافاصله به چشم میآیند.
- Seine Freundlichkeit springt bei jeder Begegnung hervor.مهربانی او در هر برخورد برجسته میشود.