hervorstehen
برجسته بودن، بیرون زده بودن
Bedeutungen
1
aus + Dativ / von + Dativ
از یک سطح یا لبه جلوتر آمدن و بیرون زدن (فیزیکی)
- Ein Knochen stand aus der Wunde hervor.استخوانی از زخم بیرون زده بود.
- Ihr Schneidezahn steht ein wenig hervor.دندان جلویی او کمی بیرون زده است.