hervorwagen
شجاعت به خرج دادن برای بیرون آمدن از یک موقعیت امن و محافظت شده، علیرغم وجود ریسکی مشخص؛ جرأت بیرون آمدن
Beispiele
- Das Misstrauen war so groß, dass ''sich'' weder die ukrainischen Soldaten noch die Separatisten hinter ihren Schutzwällen ''hervorwagten.بیاعتمادی آنقدر زیاد بود که نه سربازان اوکراینی و نه جداییطلبان جرأت بیرون آمدن از پشت دیوارهای محافظ خود را نداشتند.
- Die Schneeglöckchen ''hatten sich'' höher ''hervorgewagt,'' und tief zwischen den grünen Blättchen schimmerten verheißungsvoll die ersten Blüten.برفگلها خود را بالاتر نمایان کرده بودند و در میان برگهای سبز، اولین شکوفهها نویدبخش میدرخشیدند.
Bedeutungen
1
sich + aus/hinter + Dativ
با احتیاط یا با جرئت از جایی بیرون آمدن یا خود را نشان دادن (اغلب به صورت انعکاسی).
- Nach dem Erdbeben wagten sich die Menschen langsam wieder hervor.پس از زلزله، مردم به آرامی دوباره جرئت کردند بیرون بیایند.
- Er wagte sich hinter dem Vorhang hervor, um einen Blick zu erhaschen.او از پشت پرده بیرون آمد تا نگاهی بیندازد.
2
Akkusativ
چیزی را با جرئت یا ریسک کردن به جلو آوردن یا مطرح کردن.
- Er wagte es, eine neue Idee hervorzuwagen, obwohl sie umstritten war.او جرئت کرد یک ایده جدید را مطرح کند، اگرچه بحثبرانگیز بود.
- Nur wenige trauten sich, ihre Meinung hervorzuwagen.فقط تعداد کمی جرئت کردند نظر خود را بیان کنند.