herzerwärmend
قلبگرمکننده، دلگرمکننده، بسیار تأثیرگذار، شورانگیز
Bedeutungen
1
باعث ایجاد احساس شادی، گرما، محبت یا امیدواری عمیق در فرد میشود؛ بسیار تأثیرگذار و احساسی.
- Die Geschichte des kleinen Jungen war wirklich herzerwärmend.داستان پسر کوچک واقعاً دلگرمکننده بود.
- Es war ein herzerwärmender Moment, als die Familie nach langer Zeit wieder vereint wurde.لحظه بسیار شورانگیزی بود وقتی خانواده پس از مدت طولانی دوباره متحد شدند.
- Ihre Worte waren so freundlich und herzerwärmend.کلمات او بسیار مهربانانه و قلبگرمکننده بودند.