herzgeliebt
بسیار محبوب، عزیز دل
Bedeutungen
1
بسیار مورد علاقه و محبت، عزیز و گرامی.
- Dieses alte Foto zeigt meinen herzgeliebten Großvater.این عکس قدیمی پدربزرگ عزیز دلم را نشان میدهد.
- Die herzgeliebte Katze schlief friedlich auf dem Sofa.گربه بسیار محبوب، آرام روی مبل خوابیده بود.
- Er sprach über seine herzgeliebten Kinder mit großer Freude.او با شادی فراوان درباره فرزندان عزیز دلش صحبت کرد.