herziehen

Aussprache: /ˈhɛʁˌt͡siːən/
Wortzerlegung: her·zie·hen
فعل

به اینجا نقل مکان کردن، بدگویی کردن/پشت سر حرف زدن

Bedeutungen

1 über + Akkusativ / herziehen über

پشت سر کسی حرف زدن، بدگویی کردن یا انتقاد شدید نمودن (با فعل کمکی haben).

  • Er zieht immer über seine Kollegen her.او همیشه پشت سر همکارانش بدگویی می‌کند.
  • Man sollte nicht über andere herziehen.نباید پشت سر دیگران حرف زد.
2 intransitiv (hierher / nach + Dativ)

به این مکان (جایی که گوینده حضور دارد) نقل مکان کردن (با فعل کمکی sein).

  • Sie ist letztes Jahr nach Berlin hergezogen.او سال گذشته به برلین (به اینجا) نقل مکان کرد.
  • Warum bist du eigentlich hergezogen?اصلاً چرا به اینجا نقل مکان کردی؟
3 Akkusativ

چیزی را به این سمت کشیدن (با فعل کمکی haben).

  • Der Hund zieht an der Leine her.سگ قلاده را به این سمت می‌کشد.