herziehen
به اینجا نقل مکان کردن، بدگویی کردن/پشت سر حرف زدن
Bedeutungen
1
über + Akkusativ / herziehen über
پشت سر کسی حرف زدن، بدگویی کردن یا انتقاد شدید نمودن (با فعل کمکی haben).
- Er zieht immer über seine Kollegen her.او همیشه پشت سر همکارانش بدگویی میکند.
- Man sollte nicht über andere herziehen.نباید پشت سر دیگران حرف زد.
2
intransitiv (hierher / nach + Dativ)
به این مکان (جایی که گوینده حضور دارد) نقل مکان کردن (با فعل کمکی sein).
- Sie ist letztes Jahr nach Berlin hergezogen.او سال گذشته به برلین (به اینجا) نقل مکان کرد.
- Warum bist du eigentlich hergezogen?اصلاً چرا به اینجا نقل مکان کردی؟
3
Akkusativ
چیزی را به این سمت کشیدن (با فعل کمکی haben).
- Der Hund zieht an der Leine her.سگ قلاده را به این سمت میکشد.