herzogen
شکل صرف شده (ماضی ساده جمع یا مصدر) از herziehen (کشیدن به سمت، نقل مکان کردن، بدگویی کردن)
Bedeutungen
1
Akkusativ
اعطای مقام دوک یا ارتقاء به رتبه دوکنشین به کسی، معمولاً در یک زمینه تاریخی یا اشرافی.
- Der König verlieh ihm die Ländereien und herzogte ihn als Dank für seine treuen Dienste.پادشاه برای قدردانی از خدمات وفادارانه او، سرزمینها را به او بخشید و او را به مقام دوک ارتقا داد.
- Die Familie wurde durch königlichen Erlass geherzogt und erhielt damit einen Sitz im Parlament.این خانواده با فرمان سلطنتی به مقام دوکنشین ارتقا یافت و بدین ترتیب کرسی در پارلمان دریافت کرد.