herzen
در آغوش کشیدن با محبت، با عشق بغل کردن
Beispiele
- Innig ''herzte'' er sein Kind zum Abschied.او فرزندش را هنگام خداحافظی با محبت در آغوش کشید.
- Komm, lass dich ''herzen.بیا، بگذار در آغوشت بگیرم.
Bedeutungen
1
Akkusativ
کسی را با محبت در آغوش گرفتن یا نوازش کردن
- Die Mutter herzte ihr Kind liebevoll.مادر فرزندش را با محبت در آغوش گرفت.
- Sie herzen sich oft, wenn sie sich sehen.آنها اغلب وقتی یکدیگر را میبینند، همدیگر را در آغوش میگیرند.