herzen

Aussprache: /ˈhɛɐ̯tsn̩/
Wortzerlegung: her·zen
فعل

در آغوش کشیدن با محبت، با عشق بغل کردن

Beispiele

  • Innig ''herzte'' er sein Kind zum Abschied.او فرزندش را هنگام خداحافظی با محبت در آغوش کشید.
  • Komm, lass dich ''herzen.بیا، بگذار در آغوشت بگیرم.

Bedeutungen

1 Akkusativ

کسی را با محبت در آغوش گرفتن یا نوازش کردن

  • Die Mutter herzte ihr Kind liebevoll.مادر فرزندش را با محبت در آغوش گرفت.
  • Sie herzen sich oft, wenn sie sich sehen.آنها اغلب وقتی یکدیگر را می‌بینند، همدیگر را در آغوش می‌گیرند.