herzukommen
نزدیکتر آمدن
Bedeutungen
1
zu + Dativ / (intransitiv)
به سمت گوینده یا جمع مشخصی نزدیکتر شدن (کاربرد بیشتر ادبی)
- Die Kinder kamen herzu, um die Musik zu hören.کودکان نزدیک آمدند تا به موسیقی گوش دهند.
- Er winkte, und sie kam schnell herzu.او دست تکان داد و وی به سرعت نزدیک آمد.