heteronormativ

Aussprache: /ˌheːtəronɔrmaˈtiːf/
Worttrennung: he·te·ro·nor·ma·tiv
صفت

هترونورماتیو، مطابق با هنجار دگرجنس‌گرایانه

Bedeutungen

1

مربوط به یا ترویج‌دهنده این باور که دگرجنس‌گرایی هنجار طبیعی و مطلوب روابط انسانی است و سایر اشکال گرایش جنسی غیرعادی یا نامطلوب هستند.

  • Viele Filme und Medien sind immer noch stark heteronormativ geprägt.بسیاری از فیلم‌ها و رسانه‌ها همچنان به شدت تحت تأثیر هنجار دگرجنس‌گرایانه هستند.
  • Die Gesellschaft war lange Zeit heteronormativ strukturiert.جامعه برای مدت طولانی ساختار هترونورماتیو داشت.
  • Es ist wichtig, heteronormative Annahmen in der Bildung zu hinterfragen.مهم است که فرضیات هترونورماتیو در آموزش مورد تردید قرار گیرند.