hißten
برافراشتند، نصب کردند
Bedeutungen
1
Akkusativ
به اهتزاز درآوردن پرچم یا نشان، به صورت رسمی بالا بردن
- Die Besatzung hisste die Nationalflagge mit feierlichem Zeremoniell.خدمه پرچم ملی را با تشریفات رسمی به اهتزاز درآوردند.
- Zum Zeichen des Sieges wurde das Banner auf dem höchsten Turm gehisst.به نشانه پیروزی، پرچم بر فراز بلندترین برج به اهتزاز درآمد.
2
Akkusativ
به عهده گرفتن مسئولیت یا وظیفهای سنگین و دشوار، بر دوش کشیدن
- Er musste die schwere Bürde der Verantwortung für das gesamte Unternehmen hissen.او مجبور بود بار سنگین مسئولیت کل شرکت را بر دوش کشد.
- Die neue Führungskraft hisste die Erwartungen der Aktionäre mit Bravour.مدیر جدید با شایستگی انتظارات سهامداران را برآورده کرد.