hicksen

Aussprache: /'hɪksn̩/
Wortzerlegung: hick·sen
فعل

سکسه کردن، باد گلو زدن

Beispiele

  • Hicksen'' wid schnell als lästig empfunden.سکسه کردن به سرعت آزاردهنده تلقی می‌شود.
  • Warum ''hickst'' das Baby?چرا نوزاد سکسه می‌کند؟

Bedeutungen

1 (intransitiv)

صدای ناگهانی و تکراری که به دلیل انقباض دیافراگم ایجاد می‌شود؛ سکسکه کردن.

  • Das Baby hickst schon seit fünf Minuten.نوزاد پنج دقیقه است که سکسکه می‌کند.
  • Ich muss kurz Wasser trinken, ich hickse.باید کمی آب بنوشم، دارم سکسکه می‌کنم.