hicksen
سکسه کردن، باد گلو زدن
Beispiele
- Hicksen'' wid schnell als lästig empfunden.سکسه کردن به سرعت آزاردهنده تلقی میشود.
- Warum ''hickst'' das Baby?چرا نوزاد سکسه میکند؟
Bedeutungen
1
(intransitiv)
صدای ناگهانی و تکراری که به دلیل انقباض دیافراگم ایجاد میشود؛ سکسکه کردن.
- Das Baby hickst schon seit fünf Minuten.نوزاد پنج دقیقه است که سکسکه میکند.
- Ich muss kurz Wasser trinken, ich hickse.باید کمی آب بنوشم، دارم سکسکه میکنم.