anhalten
متوقف کردن، متوقف شدن، ادامه داشتن، تشویق کردن
Bedeutungen
1
intransitiv (Perfekt mit sein)
خودرو، شخص یا چیزی متوقف شدن، ایستادن.
- Der Zug hält am nächsten Bahnhof an.قطار در ایستگاه بعدی میایستد.
- Bitte halten Sie hier an!لطفاً اینجا بایستید!
2
Akkusativ (Perfekt mit haben)
چیزی یا کسی را متوقف کردن، نگه داشتن.
- Die Polizei hielt den flüchtenden Wagen an.پلیس خودروی در حال فرار را متوقف کرد.
- Er hielt mich am Arm fest.او مرا از بازو نگه داشت.
3
intransitiv (Perfekt mit haben)
ادامه داشتن، دوام آوردن، پایداری نشان دادن (وضعیت جوی، روند، درد).
- Der Regen hat den ganzen Tag angehalten.باران تمام روز ادامه داشت.
- Der Schmerz hielt mehrere Stunden an.درد چندین ساعت طول کشید.
4
Akkusativ + zu + Dativ (Perfekt mit haben)
کسی را به انجام کاری ترغیب کردن، تشویق کردن یا واداشتن.
- Er hielt sie zum Tanzen an.او او را به رقصیدن تشویق کرد.
- Sie hielt ihn zum Weiterarbeiten an.او او را به ادامه کار واداشت.