emporhalten
به بالا نگه داشتن، برافراشتن، گرامی داشتن
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas + emporhalten)
چیزی (مانند پرچم، پلاکارد، دست) را به سمت بالا نگه داشتن یا برافراشتن.
- Die Menge hielt Schilder empor.جمعیت پلاکاردها را به بالا نگه داشتند.
- Er hielt seine Trophäe stolz empor.او جام قهرمانیاش را با افتخار به بالا گرفت.
2
Akkusativ (Werte, Erinnerung, Traditionen + emporhalten)
به صورت مجازی، ارزشها، یاد و خاطره یا میراثی را گرامی داشتن، حفظ کردن و ارج نهادن.
- Wir müssen die Traditionen unserer Vorfahren hochhalten.ما باید سنتهای نیاکانمان را گرامی بداریم.
- Sie hält die Erinnerung an ihren verstorbenen Mann lebendig.او یاد همسر فقیدش را زنده نگه میدارد.