raushalten
دخالت نکردن، کنار کشیدن، بیرون نگه داشتن (عامپانه)
Bedeutungen
1
sich + aus + Dativ
خود را از موضوع، بحث یا دعوایی کنار کشیدن و دخالت نکردن (محاوره).
- Ich halte mich aus solchen Streitereien lieber raus.من ترجیح میدهم از این دعواها کنار بکشم.
- Er versuchte, sich aus der Affäre herauszuhalten, aber es gelang ihm nicht.او سعی کرد خود را از این ماجرا کنار بکشد، اما موفق نشد.
2
Akkusativ + aus + Dativ
کسی یا حیوان را مانع ورود ساختن و بیرون نگه داشتن (محاوره).
- Halt die Hunde aus dem Garten raus, bis das Gras trocken ist.تا زمانی که چمن خشک نشده، سگها را بیرون باغ نگه دار.
- Sie hielt die neugierigen Kinder aus dem Zimmer raus.او بچههای کنجکاو را بیرون اتاق نگه داشت.