raushalten

Aussprache: /ˈraʊ̯sˌhaltən/
Worttrennung: raus·hal·ten
فعل

دخالت نکردن، کنار کشیدن، بیرون نگه داشتن (عامپانه)

Bedeutungen

1 sich + aus + Dativ

خود را از موضوع، بحث یا دعوایی کنار کشیدن و دخالت نکردن (محاوره).

  • Ich halte mich aus solchen Streitereien lieber raus.من ترجیح می‌دهم از این دعواها کنار بکشم.
  • Er versuchte, sich aus der Affäre herauszuhalten, aber es gelang ihm nicht.او سعی کرد خود را از این ماجرا کنار بکشد، اما موفق نشد.
2 Akkusativ + aus + Dativ

کسی یا حیوان را مانع ورود ساختن و بیرون نگه داشتن (محاوره).

  • Halt die Hunde aus dem Garten raus, bis das Gras trocken ist.تا زمانی که چمن خشک نشده، سگ‌ها را بیرون باغ نگه دار.
  • Sie hielt die neugierigen Kinder aus dem Zimmer raus.او بچه‌های کنجکاو را بیرون اتاق نگه داشت.