kurzhalten
مختصر کردن، کوتاه نگه داشتن، صرفهجویی کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas kurzhalten)
سخنرانی، جلسه یا گپ را مختصر و کوتاه نگه داشتن.
- Bitte halten Sie Ihre Rede kurz.لطفاً سخنرانی خود را کوتاه نگه دارید.
- Der Lehrer bat die Schüler, ihre Antworten kurz zu halten.معلم از دانشآموزان خواست که پاسخهایشان را مختصر کنند.
2
Akkusativ (jemanden / etwas kurzhalten)
کسی را در پول توجیبی یا آزادیها تحت فشار و محدودیت قرار دادن.
- Die Eltern halten ihre Kinder finanziell kurz.والدین فرزندانشان را از نظر مالی تحت فشار و محدودیت قرار میدهند.
- Er versuchte, seine Angestellten kurz zu halten, um Kosten zu sparen.او سعی کرد برای صرفهجویی در هزینهها، کارکنانش را تحت فشار نگه دارد.
3
sich (Akkusativ) (sich kurzhalten)
در مخارج و هزینهها صرفهجویی کردن (در حالت انعکاسی).
- Wir müssen uns bei den Reisekosten kurzhalten.ما باید در هزینههای سفر صرفهجویی کنیم.
- In der Krise hielten sie sich bei allen Ausgaben kurz.در دوران بحران، آنها در تمام مخارج صرفهجویی کردند.