beihalten
حمایت کردن، طرفداری کردن، در نظر گرفتن
Bedeutungen
1
Dativ (jemandem/einer Sache) beibehalten / Akkusativ (etwas) beibehalten
از کسی یا چیزی حمایت کردن، طرفداری کردن، یا در یک بحث یا تصمیمگیری، نکته یا جنبهای را در نظر گرفتن و لحاظ کردن.
- Er hielt in der Diskussion fest an seiner Meinung bei.او در بحث همچنان بر نظر خود پافشاری کرد و از آن حمایت نمود.
- Bei der Planung muss man auch die Interessen der Anwohner beibehalten.در برنامهریزی باید منافع ساکنان نیز در نظر گرفته شود.