kleinhalten
کوچک نگه داشتن، محدود کردن، سرکوب کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas kleinhalten)
کسی یا گروهی را از رشد، پیشرفت، کسب قدرت یا ابراز وجود بازداشتن و محدود نگه داشتن؛ سرکوب کردن.
- Die Diktatur versuchte, die Bevölkerung klein zu halten und jeglichen Widerstand zu unterdrücken.دیکتاتوری تلاش میکرد مردم را سرکوب کند و هرگونه مقاومتی را سرکوب نماید.
- Er hat immer versucht, seine Kinder klein zu halten, damit sie ihm nicht über den Kopf wachsen.او همیشه سعی کرده فرزندانش را محدود نگه دارد تا از او جلو نزنند.