kurzhalten

Aussprache: /ˈkʊʁt͡sˌhaltn̩/
Worttrennung: kurz·hal·ten
فعل

مختصر کردن، کوتاه نگه داشتن، صرفه‌جویی کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas kurzhalten)

سخنرانی، جلسه یا گپ را مختصر و کوتاه نگه داشتن.

  • Bitte halten Sie Ihre Rede kurz.لطفاً سخنرانی خود را کوتاه نگه دارید.
  • Der Lehrer bat die Schüler, ihre Antworten kurz zu halten.معلم از دانش‌آموزان خواست که پاسخ‌هایشان را مختصر کنند.
2 Akkusativ (jemanden / etwas kurzhalten)

کسی را در پول توجیبی یا آزادی‌ها تحت فشار و محدودیت قرار دادن.

  • Die Eltern halten ihre Kinder finanziell kurz.والدین فرزندانشان را از نظر مالی تحت فشار و محدودیت قرار می‌دهند.
  • Er versuchte, seine Angestellten kurz zu halten, um Kosten zu sparen.او سعی کرد برای صرفه‌جویی در هزینه‌ها، کارکنانش را تحت فشار نگه دارد.
3 sich (Akkusativ) (sich kurzhalten)

در مخارج و هزینه‌ها صرفه‌جویی کردن (در حالت انعکاسی).

  • Wir müssen uns bei den Reisekosten kurzhalten.ما باید در هزینه‌های سفر صرفه‌جویی کنیم.
  • In der Krise hielten sie sich bei allen Ausgaben kurz.در دوران بحران، آن‌ها در تمام مخارج صرفه‌جویی کردند.