freihalten

Aussprache: /ˈfraɪ̯ˌhaltn̩/
Worttrennung: frei·hal·ten
فعل

خالی نگه داشتن، باز نگه داشتن، مهمان کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ / Dativ + Akkusativ

جا یا مسیری را برای کسی یا منظوری خالی یا رزرو نگه داشتن

  • Bitte halten Sie diesen Platz für mich frei.لطفاً این صندلی را برای من خالی نگه دارید.
  • Sie hat uns einen Tisch im Restaurant freigehalten.او یک میز را برای ما در رستوران رزرو نگه داشته بود.
2 Akkusativ (jemanden / etwas freihalten)

هزینه خوراک یا نوشیدنی کسی را حساب کردن، مهمان کردن (محاوره‌ای)

  • Ich möchte Sie heute Abend zum Essen freihalten.من می‌خواهم امشب شما را به شام مهمان کنم.
  • Er hat die Getränke für die ganze Gruppe freigehalten.او هزینه نوشیدنی‌های کل گروه را پرداخت کرد.