freihalten
خالی نگه داشتن، باز نگه داشتن، مهمان کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ / Dativ + Akkusativ
جا یا مسیری را برای کسی یا منظوری خالی یا رزرو نگه داشتن
- Bitte halten Sie diesen Platz für mich frei.لطفاً این صندلی را برای من خالی نگه دارید.
- Sie hat uns einen Tisch im Restaurant freigehalten.او یک میز را برای ما در رستوران رزرو نگه داشته بود.
2
Akkusativ (jemanden / etwas freihalten)
هزینه خوراک یا نوشیدنی کسی را حساب کردن، مهمان کردن (محاورهای)
- Ich möchte Sie heute Abend zum Essen freihalten.من میخواهم امشب شما را به شام مهمان کنم.
- Er hat die Getränke für die ganze Gruppe freigehalten.او هزینه نوشیدنیهای کل گروه را پرداخت کرد.