hinaushalten
بیرون نگه داشتن، به تعویق انداختن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas hinaushalten)
دست، شیء یا عضوی را به سمت خارج دراز کردن یا نگه داشتن.
- Er hielt seinen Arm aus dem Fenster hinaus, um die Richtung anzuzeigen.او بازویش را از پنجره بیرون دراز کرد تا جهت را نشان دهد.
- Sie hielt die Kamera aus der Öffnung hinaus, um ein Foto zu machen.او دوربین را از دهانه بیرون نگه داشت تا عکسی بگیرد.
2
Akkusativ (jemanden / etwas hinaushalten)
تصمیم یا پرداختی را تا حد امکان معطل کردن و به تعویق انداختن.
- Die Regierung versucht, die notwendigen Reformen hinauszuhalten.دولت تلاش میکند اصلاحات لازم را به تعویق بیندازد.
- Er hielt die Zahlung der Rechnung so lange wie möglich hinaus.او پرداخت صورتحساب را تا حد امکان به تعویق انداخت.