vorhalten

Aussprache: /ˈfoːɐ̯ˌhaltn̩/
Worttrennung: vor·hal·ten
فعل

جلوی چیزی نگه داشتن، سرزنش کردن، کافی بودن

Bedeutungen

1 Akkusativ (etwas) / Dativ (jemandem) + Akkusativ (etwas)

چیزی را فیزیکی جلوی رو، دهان یا چشم کسی/خود نگه داشتن (مثلاً برای محافظت یا نمایش).

  • Er hielt sich die Hand vor die Augen, um sich vor der Sonne zu schützen.او دستش را جلوی چشم‌هایش گرفت تا از آفتاب محافظت کند.
  • Die Mutter hielt dem Kind das Tuch vor den Mund.مادر پارچه را جلوی دهان کودک گرفت.
2 Dativ (jemandem) + Akkusativ (etwas)

اشتباهات یا کاستی‌های گذشته کسی را به او یادآوری کردن و سرزنش نمودن.

  • Sie hielt ihm seine früheren Fehler vor.او اشتباهات قبلی‌اش را به رویش آورد.
  • Der Chef hielt dem Mitarbeiter seine mangelnde Leistung vor.رئیس، عملکرد ضعیف کارمند را به او گوشزد کرد.
3 intransitiv / für + Akkusativ (etwas)

کفایت کردن، دوام آوردن، برای مدتی کافی بودن (ذخیره، غذا، سوخت).

  • Die Vorräte werden noch für zwei Wochen vorhalten.ذخایر هنوز برای دو هفته کافی خواهد بود.
  • Diese Batterie hält sehr lange vor.این باتری خیلی دوام می‌آورد.