hieratisch

Aussprache: /hi̯eˈraːtɪʃ/
Worttrennung: hie·ra·tisch
صفت

مقدس مآب، کهنه‌گرا، خط هیراتیک، مربوط به روحانیون

Bedeutungen

1

مربوط به خط هیراتیک، که نوعی خط مصری باستان بود و بیشتر برای متون مذهبی و اداری استفاده می‌شد.

  • Der Priester las die Inschriften in hieratischer Schrift.کشیش کتیبه‌ها را به خط هیراتیک می‌خواند.
  • Das Museum besitzt einige Papyri mit hieratischen Texten.این موزه چندین پاپیروس با متون هیراتیک دارد.
  • Die hieratische Schrift entwickelte sich aus der hieroglyphischen Schrift.خط هیراتیک از خط هیروگلیف توسعه یافت.
2

به طور استعاری، به معنای کهنه‌گرا، سنتی یا متعلق به طبقه روحانیون و امور مذهبی؛ گاهی با بار معنایی منفی (مقدس مآبانه).

  • Seine Ansichten waren etwas zu hieratisch für die moderne Welt.دیدگاه‌های او برای دنیای مدرن کمی کهنه‌گرایانه بود.
  • Die Organisation hatte eine eher hieratische Struktur.این سازمان ساختاری نسبتاً سنتی داشت.
  • Er kritisierte die hieratische Haltung der Führung.او از نگرش مقدس مآبانه رهبری انتقاد کرد.