hierherfahren
به اینجا رانندگی کردن، به اینجا آمدن (با وسیله نقلیه)
Beispiele
- ›Hab sie nicht nach ihrem Namen gefragt. Wollte ja nur ''hierhergefahren'' werden.‹›اسمشان را نپرسیدم. فقط میخواستم به اینجا آورده شوم.‹
Bedeutungen
1
بدون مفعول
با وسیله نقلیه به این مکان آمدن یا رانندگی کردن
- Kannst du mich hierherfahren?میتوانی مرا به اینجا برسانی (با ماشین)؟
- Wir sind gestern mit dem Zug hierhergefahren.ما دیروز با قطار به اینجا آمدیم.