hieven
بالا کشیدن، با وینچ بالا بردن، بلند کردن (بار سنگین)
Beispiele
- Früh morgens beim Hellwerden begannen wir mit dem Einnehmen unseres Heckankers, anschließend ''hievten'' wir unsere Ankerketten kurzstag und den Steuerbord-Anker ganz auf.صبح زود با روشن شدن هوا، شروع به جمعآوری لنگر عقب خود کردیم، سپس زنجیرهای لنگر خود را بالا کشیدیم و لنگر سمت راست را کاملاً بالا آوردیم.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را با زحمت و قدرت بالا کشیدن یا بلند کردن (اغلب دریانوردی)
- Die Matrosen mussten den Anker hieven.ملوانان مجبور بودند لنگر را بالا بکشند.
- Wir mussten den schweren Schrank in den dritten Stock hieven.ما مجبور بودیم کمد سنگین را به طبقه سوم بالا ببریم.